الملا فتح الله الكاشاني
271
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
آمده باشد مِنْ قَبْلِ هذا پيش از آفريدن قرآن كه ناطق توحيد است و مبطل شرك يعنى كتابى غير از قرآن بياريد كه مضمون آن امر باشد بشرك آوردن در عبادت أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ يا بياريد بقيهء از علم يعنى خطى كه بر شما باقى مانده شده باشد از علوم پيشينيان يا روايتى از انبياى لبقه كه دلالت كند بر استحقاق عبادت ايشان إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ اگر هستيد از راستگويان در دعوى خود اين الزام ايشانست بعدم آنچه دلالت كند بر استحقاق الوهيت ايشان از ادلهء نقليه بعد از الزام ايشان بعدم آنچه مقتضاى ايشان باشد از حجج عقليه يعنى چون جميع كتب متقدمه و دلايل عقليه مطابق قرآنند در توحيد و ترك شرك پس بطلان دعوى شما واضح شد كه بتوحيد اعتراف كنيد و از شرك تبرا نمائيد و چون مشركان با خود ملازم شدند و به اين حجت بر كفر خود اصرار نمودند حق تعالى در بارهء ضلالت ايشان فرمود كه . وَ مَنْ أَضَلُّ و كيست گمراهتر از طريقهء ثواب و رشد مِمَّنْ يَدْعُوا از كسى كه بخواند و بهپرستد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز از خداى مَنْ لا يَسْتَجِيبُ لَهُ آن را كه اجابت نكند دعاى او را و بفرياد او نرسد و اگرچه آنكس هميشه به خواندن او مشغول باشد إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ تا بروز رستخيز يعنى اگر مشرك عمر يابد تا زمان قيامت و در مدت عمر خود معبودانرا خواند و پرستش كند و از ايشان طلب حوائج خود نمايد هرگز اثر استجابت بظهور نرسد وَ هُمْ و معبودان باطل كه بتانند عَنْ دُعائِهِمْ از خواندن پرستندگان خود غافِلُونَ بيخبرانند زيرا كه جمادند كه از شعور هيچ بهرهء ندارند و چون نميشنوند پس چگونه اجابت دعاى ايشان كنند . وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ و چون محشور شوند آدميان كانُوا باشند آن معبودان باطل لَهُمْ مر پرستندگان خود را أَعْداءً دشمنان وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ و باشند بپرستش پرستندگان كافِرِينَ ناگرويدگان يعنى حق تعالى در روز قيامت اوثان را بنطق درآورد تا با عابدان خود آغاز عداوت كرده منكر شرك ايشان شوند و تكذيب ايشان نمايند و بر همين قياس جن و انس را كه معبود خود گرفته باشند از ايشان بيزار شوند پس خايب و خاسر شوند از معبودان خود پس در صفت اهل شرك ميفرمايد كه . وَ إِذا تُتْلى و چون خوانده شود عَلَيْهِمْ بر مشركان آياتُنا آيتهاى كتاب ما بَيِّناتٍ در حالتى كه مبين و روشن است از روى اعجاز قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا گويند آنان كه نگرويدند